23 جمادی‌الثانی 1443

تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۱۵ ۱۲:۵۸:۰۶
کد مطلب:  bIwTSN8m
مروري برگزارش پايش جهاني "آموزش براي همه" 2014-2013

تدريس و يادگيري: تحقق كيفيت براي همه

گزارش پايش جهاني 2014-2013 نشانگر كمبود توجه به كيفيت آموزش و ناكامي در دسترسي به گروههاي حاشيه اي است . اين امر به يك بحران يادگيري انجاميده كه نيازمند توجه فوري است. در سراسر جهان 250 ميليون كودك كه بسياري از آنها از خانواده هاي ضعيف هستند از آموزش پايه محرومند چه رسد به مهارتهاي تكميلي براي دستيابي به كار آبرومند و پيشبرد زندگي .

تدريس و يادگيري: تحقق "كيفيت براي همه " نحوه حمايت سياستگذاران و تداوم آموزش كيفي براي همه كودكان صرف نظر از سوابق آنان را با تأمين بهترين معلمان تشريح مي كند. اين گزارش همچنين نشانگر كاهش كمكها و در نتيجه تاخير در پيشرفت به سوي اهداف آموزش بوده و نحوه افزايش سرمايه گذاري كشورها با استفاده از منابع داخلي را پيش رو قرار مي دهد.

با آماده شدن جامعه بين المللي براي تنظيم اهداف توسعه براي سالهاي پس از 2015 به اين گزارش با تمركز بر اهميت محوري آموزش در چارچوب جهاني آخرين شواهد از تمامي نقاط جهان در اقتدار آموزش بويژه براي دختران ،كمك به بهبود سلامت و تغذيه كاهش فقر تقويت رشد اقتصادي و حافظت از محيط زيست را خاطر نشان مي سازد.

اين گزارش با چالش پيشرفت در جهت تحقق اهداف در حدود 200 كشور و سرزمين بعنوان مرجعي براي سياستگذاران متخصصان توسعه محققان و رسانه ها عمل مي كند.

اين گزارش بهنگام سازي پيشر فت كشورها در جهت تحقق اهداف تعيين شده در سال 2000 و نشانگر اهميت فوق العاده آموزش در دستور كار توسعه جهاني پس از سال 2015 است . گزارش پايش 2008 اين پرسش را مطرح كردكه آيا ما خواهيم توانست اهداف تعيين شده را محقق سازيم؟ اكنون كمتر از 2 سال به سال 2015 مانده است و اين گزارش پاسخ مي دهد كه نخواهيم توانست.

هم اكنون 57 ميليون كودك به دليل عدم حضور در مدارس از يادگيري محرومند كيفيت پايين آموزش نيز از عوامل تاثير منفي بر آموزش كودكاني است كه در مدارس حضور دارند. يك سوم كودكان دبستاني از يادگيري دروس پايه محروم مي مانند. اين گزارش از دولتها مي خواهد تا تلاشهاي خود را براي تامين آموزش براي همه كودكان محروم به لحاظ فقر، جنسيت، محل زندگي يا ساير عوامل مضاعف كنند.

خوب بودن نظام آموزشي به معلمان آن بستگي دارد. شكوفائي استعدادهاي بالقوه معلمان براي افزايش كيفيت يادگيري از ضروريات است . شواهد نشان مي دهد كه كيفيت آموزش وقتي بهتر مي شود كه معلمان مورد حمايت قرار گيرند و در غير اين صورت اوضاع آن رو به وخامت مي رود و به بيسوادي جوانان منجر خواهد شد.

گزارش پايش جهاني آموزش براي همه 2014-2013 به سه بخش ذيل تقسيم مي شود:

بخش اول: گزارش پيشرفت در جهت تحقق اهداف ششگانه آموزش براي همه

بخش دوم: ارائه شواهد روشنی در ضرورت توجه به آموزش براي تحقق اهداف توسعه پس از سال 2015

بخش سوم: تاكيد بر اهميت تدوين و اجراي سياستهاي قوي براي شكوفايي استعدادها و توانمندي هاي بالقوه معلمان

دولتها بايد تلاشهاي خود را براي استخدام 6/1 ميليون معلم ديگر براي تحقق آموزش ابتدايي براي همگان تا سال 2015 تشديد كنند . اين گزارش چهار راهكار را براي تامين بهترين معلمان براي آموزش كيفي كودكان ارائه مي دهد.

الف) گزينش معلم مناسب براي بازتاب تنوع كودكاني كه تعليم خواهند داد.

ب) آموزش معلمان براي حمايت از ضعيف ترين فراگيران و شروع از پايه هاي پايين تر

ج) غلبه بر نابرابري ها در يادگيري با تخصيص بهترين معلمان به چالش برانگيزترين نقاط كشور

د) ارائه انگيزه هاي مختلف به معلمان براي تشويق آنان به ابقا در اين حرفه و تضمين يادگيري همه كودكان صرف نظر از شرايط آنها

اما معلمان نمي توانند به تنهايي اين بار مسئوليت را بدوش بكشند . گزارش نشان مي دهد كه معلمان نيز در شرايط مساعد با برنامه هاي درسي مناسب و راهكارهاي ارزيابي صحيح مي توانند فرآيند تدريس و يادگيري را بهبود بخشند. اين تغيير سياستها و رويه ها هزينه دارد .بدين سبب ما نيازمند تغييرات كلي در تامين سرمايه گذاري هستيم.آموزش پايه در حال حاضر از كمبود 26 ميليارد دلار در سال رنج مي برد و اين درحالي است كه كمكها همچنان كاهش مي يابد. در اين مرحله صلاح نيست دولتها بسادگي سرمايه گذاري را كاهش دهند و  حاميان مالي به وعده هاي خود عمل نكنند . اين امر مستلزم بررسي راههاي جديدي براي تامين نيازهاي فوري خواهد بود. با آموزش مادران زنان اقتدار مي يابند و زندگي فرزندان خود را نجات مي دهند و با آموزش جوامع آنها دگرگون مي شود و اقتصادها رشد مي كند . اين پيام گزارش پايش جهاني آموزش براي همه است.

 

 

نكات برجسته در خصوص بخش اول گزارش: تحقق اهداف ششگانه آموزش براي همه

هدف اول: عليرغم پيشرفتهايي كه در اين زمينه حاصل شده، هنوز بسياري از كودكان از دسترسي به آموزش و مراقبتهاي اوان كودكي محرومند.در سال 2012 ، 25% كودكان زير 5 سال از كمبود رشد رنج بردند. در سال 2011 نيمي از كودكان به آموزشهاي پيش دبستاني دسترسي داشتند و اين رقم در كشورهاي جنوب افريقا فقط 18% بود.

هدف دوم: دسترسي جهاني به آموزش ابتدايي در مقياس وسيعي محقق نخواهد شد. در سال 2011 ،57 ميليون كودك كه نيمي از آنها در كشورهاي بحران زده زندگي مي كردند بازمانده از تحصيل بوده اند.

هدف سوم: بسياري از نوجوانان در مقطع اول متوسطه از كسب مهارتهاي اساسي بازمانده اند. در سال 2011، 69 ميليون نوجوان از تحصيل محروم بوده اند و رشد در اين زمينه از سال 2004 تاكنون اندك بوده است. در كشورهاي كم درآمد فقط 37% نوجوانان قادر به تكميل دوره اول متوسطه بوده اند و اين رقم در مورد فقير ترين كودكان 14% بوده است.

هدف چهارم: سوادآموزي بزرگسالان پيشرفت چنداني نداشته است. در سال 2011 تعداد بيسوادان بزرگسال 774 ميليون نفر بوده كه نسبت به سال 2000 تنها 1% كاهش داشته و پيش بيني مي شود به رقم 743 ميليون نفر تا سال 2015 برسد و حدود دو سوم اين جمعيت را زنان تشكيل مي دهند. فقيرترين زنان جوان در كشورهاي درحال توسعه ممكن است تا سال 2072 نيزبه باسوادي همگاني دسترسي پيدا نكنند.

هدف پنجم: نابرابري هاي جنسيتي همچنان در بسياري از كشورها پابرجاست .اگرچه قرار بود برابري جنسيتي تا سال 2005 تحقق پيدا كند. در سال 2011 تنها 60% كشورها در مقطع آموزش ابتدايي و38% كشورها در مقطع متوسطه به اين هدف رسيده اند.

هدف ششم: كيفيت ضعيف آموزش يعني ميليونها كودك آموزش پايه را نمي آموزند. حدود 250 ميليون كودك مهارتهاي پايه را كسب نمي كنند اگر چه نيمي از آنها حداقل چهار سال را در مدرسه گذرانده اند. هزينه سالانه اين ناكامي حدود 129 ميليارد دلار است. سرمايه گذاري روي معلمان كليد تقويت كيفيت آموزش است . درحدود يك سوم كشورها ،كمتر از 75% معلمان مقطع ابتدايي طبق استانداردهاي ملي آموزش مي بينند و درحدود يك سوم كشورها چالش آموزش معلمان موجود بيشتر از استخدام و آموزش معلمان جديد است.

پايش اهداف جهاني آموزش پس از 2015

از زمان تصويب اهداف ششگانه آموزش براي همه در سال 2000 در داكار، سنگال، كمبود اهداف و شاخصهاي دقيق در  نظامهاي آموزشي مانع توجه مناسب به بعضي از الويتهاي آموزشي شده است.

شكل اهداف جديد پس از 2015 بايد در راستاي اصل "آموزش بعنوان يك حق "قرار گيرد و اطمينان حاصل شود كه همه كودكان از فرصت يكسان براي دسترسي به آموزش و رسميت مراحل يادگيري در هر مرحله از زندگي برخوردار باشند. مجموعه اين اهداف بايد با دستور كار جهاني توسعه هماهنگ باشد و هر يك از اهداف بايد كاملاً روشن و قابل سنجش باشند تا اطمينان حاصل شود كسي جا نمي ماند براي تحقق اين هدف سنجش پيشرفت بايستي از طريق عملكرد ضعيف ترين گروهها پيگيري شودتا كاهش شكاف ميان آنها و گروههاي برتر تضمين گردد.

تعداد سالهاي تحصيل جوانان در مدارس يكي از شاخصهاي پيشرفت كلي دسترسي به آموزش است. براي تحقق هدف تكميل مقطع اول متوسطه براي همگان تا سال 2013 جوانان بايستي نه سال به تحصيل اشتغال داشته باشند و تا سال 2010 اين رقم براي جوانان ثروتمند كشورها كم درآمد بطور متوسطه 5/9 سال و در مورد كشورهايي با درآمد كمتر از متوسط 12 سال بوده است اما زنان جوان و فقير در مناطق روستايي در كشورهاي كم درآمد و كشورهايي با درآمد كمتر از متوسط كمتر از سه سال به تحصيل اشتغال داشته اند كه بسيار كمتر از هدف 6 سال تحصيل براي اتمام آموزش ابتدايي همگاني تا سال 2015 بوده است.

در طول دهه گذشته پيشرفت در ورود كودكان به آموزش ابتدايي بيشتر از اطمينان از پايان تحصيلات ابتدايي يا مقطع اول متوسطه بوده است.

  • در سال 2011، 14 كشور بيش از يك ميليون كودك بازمانده از تحصيل داشته اند.
  • در كشورهاي كم درآمد تنها 14% افراد فقير مقطع اول متوسطه را به پايان مي رسانند
  • تعداد بيسوادان بزرگسال از سال 2000 تاكنون تنها 1% كاهش داشته است.
  • تا سال 2015 انتظار مي رود 70% كشورها به برابري جنسيتي در ثبت نام در مقطع ابتدايي دست يابند
  • در يك سوم كشورها كمتر از 75% معلمان  آموزش مي بينند.
  • در كشورهاي حوزه جنوب صحراي افريقا دختران فقير تا سال 2086 به هدف پايان تحصيلات ابتدايي نخواهند رسيد
  • تا سال 2010 زنان جوان فقير مناطق روستايي كمتر از سه سال به تحصيل اشتغال داشتند.
  • تنها 8 كشور از 53 كشور تحت مطالعه "طرح نظارت بر نابرايري در يادگيري" را اجرا كرده اند
  • از ميان 150 كشور مورد مطالعه تنها 41 كشور 6% يا بيشتر از توليد ناخالص ملي خود را در سال 2011 صرف آموزش كرده اند.
  • اصلاحات مربوط به گسترش منابع داخلي توانست 56% شكاف تامين بودجه ساليانه در آموزش پايه را تامين كند.
  • در سال 2011 كمك به آموزش پايه براي اولين بار از سال 2002 تا اين زمان كاهش يافت .
  • آموزش تنها 4/1% كمكهاي انساندوستانه را از آن خود كرده است.
  • اگر همه دانش آموزان مدارس را با كسب مهارت پايه خواندن ترك مي كردند، 171 ميليون نفر از فقر نجات پيدا مي يافتند.
  • هر يك سال تحصيل بيشتر مادر به 32% سال تحصيل بيشتر فرزند منجر مي شود.
  • اگر همه زنان آموزش ابتدايي را به پايان برسانند 66% از مرگ و مير مادران كاسته خواهد شد.

 

بخش دوم : آموزش زندگي افراد و جوامع را دگرگون مي سازد.

توافقنامه ها و قوانين درسراسر جهان اين نكته را به رسميت شناخته اند كه آموزش از حقوق بنيادين بشر است . افزون  بر اين، آموزش دانش و مهارتهايي را به افراد مي آموزد تا استعدادهاي كامل خود را شكوفا كنند و در نتيجه كاتاليزوري براي تحقق ساير اهداف توسعه به شمار مي آيد. آموزش فقر را كاهش مي دهد، فرصتهاي شغلي را تقويت مي كند و موجب پيشرفت اقتصادي مي شود . آموزش همچنين شانس مردم را براي برخورداري از زندگي سالم افزايش مي دهد، بنيادهاي دموكراسي را عميق مي كند و مشاغل و رشد را تقويت مي كند، موجب افزايش حقوق كاركنان و معيشت بهتر براي كاركنان بخش هاي كشاورزي و غير رسمي شهري مي شود. در بخش رسمي، حقوق بيشتر موجب بهره وري بيشتر كارگران تحصيل كرده مي شود. اما بسياري از مردم فقير در بخش غير رسمي و مشاغل كوچك مشغولند. مردم تحصيل كرده كسب و كار خود را شروع مي كنند و احتمالاً تجارتشان پرسودترمي شود. در مناطق روستايي كشاورزان با سواد اطلاعات جديد را بهترتفسير مي كنند و به آنها پاسخ مي دهند و از فناوري هاي جديد براي افزايش بهره وري محصولات سنتي و پر ارزش استفاده مي كنند.

يكي از منافع تحصيلات بيشتر آن است كه والدين تحصيل كرده فرزندان تحصيل كرده اي خواهند داشت آموزش هرچه بيشتر زنان مي تواند به كاهش فاصله فرصتهاي شغلي و مزاياي حقوقي آنها با مردان كمك كند. مطالعات انجام شده در مورد 56 كشور نشان مي دهد كه هر يك سال تصحيل بيشتر مادر به 32% سال تحصيل بيشتر فرزند وي مي انجامد . آموزش يكي از قويترين راههاي بهبود سلامت مردم است و به نجات جان ميليونها مادر و كودك و كمك به پيگيري از ابتلا به بيماري و كاهش سوء تغذيه و تشخيص علائم بيماريها مي انجامد . آموزش همچنين يه كاهش ازدواجها و مواليد زود هنگام منجر مي شود.

بخش سوم : حمايت از معلمان براي پايان دادن به بحران يادگيري

كم توجهي به كيفيت آموزش و ناكامي در دسترسي به گروههاي حاشيه اي به بحران يادگيري منجر شده و نيازمند توجه فوري است . درسراسر جهان حدود 250 ميليون كودك كه بيشتر آنها از خانواده هاي فقير و محروم هستند از كسب مهارتهاي پايه سواد و آموزش و مهارتهاي اوليه رياضي محرومند چه رسد به مهارتهاي بيشتر براي دستيبابي به يك شغل آبرومندانه و اداره زندگي. براي حل اين بحران به معلمان آموزش ديده، با انگيزه و دوستدار تدريس براي شناسايي و حمايت فراگيران ضعيف و پشتيباني از سوي نظام آموزشي نياز داريم

عليرغم پيشرفتهايي كه دهه اخير داشته ايم، بهبود كيفيت روند مطلوبي نداشته است.

 

بسياري از كشورها از دسترسي كودكان به اساسي ترين مهارتهاي پايه در خواندن و رياضي محرومند و كودكان مناطق محروم به دليل كمبود معلمان آموزش ديده بيش از همه در معرض اين آسيب قرار دارند. از 650 ميليون دانش آموز ابتدايي در سراسر جهان 250 ميليون نفر خواندن و رياضي را نمي آموزند و از اين تعداد حدود 120 ميليون نفر تجربه حضور اندك يا هيچ در آموزش ابتدايي دارند وحتي به پايه چهارم هم نمي رسند و 130 ميليون باقيمانده در مقطع ابتدايي نيز به معيارهاي حداقلي در يادگيري دست پيدا نمي كنند و اغلب از فهم يك جمله ساده هم عاجزند و از انتقال به مقطع متوسطه محروم مي شوند.

اين بحران يادگيري نه تنها براي آرمانهاي آينده كودكان هزينه دارد بلكه براي دولتها نيز هزينه دارد .هزينه 250 ميليون كودكي كه از يادگيري پايه محروم مي شوند 129 ميليارد دلار يا 10% كل هزينه آموزش است.

در بعضي از كشورها فاصله بين فقرا و ثروتمندان در پايه هاي بالاتر تحصيلي واضح تر مي شود . بطور مثال در شيلي در حالي كه فاصله در پايه چهارم ابتدايي اندك است، 77% دانش آموزان ثروتمند تا رسيدن به پايه هشتم به حداقل استانداردها دست مي يابند كه اين رقم در مورد دانش آموزان فقير 44% است.

در عين حالي كه سطح پيشرفت كشورهاي غني معمولاً بالاتر است، نظام آموزشي آنها نيز از كمبودهايي رنج مي برند، بطور مثال ، 10% دانش آموزان پايه هشتم در نروژ و انگلستان در رياضيات زير حداقل سطح يادگيري در سال 2011 عمل كرده اند.

در حالي كه كشورهاي غرب آسيا شامل ژاپن، كره جنوبي و سنگاپور نشان داده اند  كه مي توان بر مشكلات مردمي كه در فقر زندگي مي كنند فائق آمد، در مورد بعضي از كشورهاي عضو سازمان همكاريهاي اقتصادي و توسعه و كشورهاي ثروتمند عربي اين موضوع صدق نمي كند. شانس دستيابي يك دانش آموز فقير عماني در دسترسي به حداقل استانداردهاي يادگيري بطور مثال مشابه دانش آموز فقيري در كشور كم در آمدي چون غناست. در نيوزيلند تنها دو سوم دانش آموزان فقير به حداقل استانداردهاي يادگيري در مقايسه با 97% دانش آموزان غني دست مي يابند.

دانش آموزان مهاجر نيز در خصوص آموزش با مخاطرات بالايي مواجه هستندكه به پيشرفت تحصيلي پايين منجر مي گردد. در مورد كودكان بومي در كشورهاي پردرآمد نيز شكاف نتاجي يادگيري در مقايسه با بقيه جمعيت همچنان پابرجاست .

در فرانسه ، آلمان و انگلستان بيش از 80% دانش آموزان 15 ساله به حداقل معيارهاي خواندن دست مي يابند و اين معيار در مورد دانش آموزان مهاجر بسيار وخيم تر است. در انگلستان نسبت دانش آموزان مهاجري كه به حد نصاب بالاتر از حداقل استاندارد دست مي يابند در مقايسه با ميانگين كشور تركيه وضعيت بهتري ندارند و شرايط دانش آموزان مهاجر در آلمان نيزتقريبا مشابه با شرايط دبنش آموزان شيلي است.

مهاجرين در فرانسه نيز با مشكلات خاصي مواجهند و كمتر از 60% آنها به حد نصاب استانداردهاي يادگيري دست مي يايند كه برابر با ميانگين دانش آموزان مكزيك است.

 

 

 

بيسوادي ميراث كيفيت ضعيف آموزش

كيفيت آموزش در دوران كودكي تاثير بسزايي در بيسوادي جوانان دارد. تحليل هاي جديد اين گزارش كه بر مبناي ارزيابي هاي مستقيم سواد در خانوارها تهيه شده نشان مي دهد كه بيسوادي جوانان گسترده تر از آن است كهپيشتر تصور مي شده است. حدود 175 ميليون جوان در كشورهاي كم درآمد و پايين تر از درآمد متوسطه، يعني حدود يك چهارم جمعيت جوان نمي توانند تمام يا بخشي از يك جمله را بخوانند . اين امر در مورد زنان جوان وخيم تر بوده و حدود 61% آنان سواد ندارند. در جنوب و غرب آسيا از هر سه بيسواد دو نفر زن جوان هستند.

نتايج اين گزارش نشان دهنده اثرات در هم تنيده فقر، محروميت، تبعيض و مسائل فرهنگي و همچنين ناكامي سياستهاي آموزشي در تامين فرصتهاي يادگيري براي مردمان محروم و رواج بيسوادي است.

تبديل كيفيت تدريس به اولويت ملي

تدوين سياستهاي قوي ملي براي الويت دادن به بهبود يادگيري و تدريس ضرورتي براي تضمين كسب مهارت ودانش لازم براي همه كودكان است.

طرحها و برنامه هاي آموزش بايد اهدافي را تعيين و معيارهايي را وضع كنند كه دولتها در قبال آنها پاسخگو باشند . بهبود يادگيري، بويژه ميان كودكان محروم بايد به يك هدف راهبردي تبديل شود و طرحها بايستي

رهيافتهايي را در بر گيرند كه به بهبود كيفيت معلمان كمك كرده و با مشورت معلمان و اتحاديه ها يا انجمنهاي معلمان تدوين شوند.

چهار راهكار تامين بهترين معلمان

سياستگذاران بايد فرصتهايي را براي معلمان فراهم سازند تا آنها تمام انگيزه، انرژي، دانش و مهارتهاي خود در بهبود يادگيري همه دانش آموزان به كار برند. چهار راهكار پيشنهادي اين گزارش براي دولتها در جذب و ماندگاري بهترين معلمان به شرح ذيل است:

 

راهكار اول: جذب بهترين معلمان

اولين قدم در جذب معلمان خوب جذب با انگيزه ترين داوطلبان اين حرفه است.هدف بسياري از كساني كه اين حرفه را انتخاب مي كنند كمك به دانش آموزان براي يادگيري، شكوفايي استعداد آنها و تبديل آنها به شهروندان داراي اعتماد به نفس و مسئوليت پذير است. در بسياري از كشورها معلمي شغل درجه 2 براي كساني است كه نتوانسته اند به شماغل معتبري چون پزشكي و مهندسي دست يابند.

 

راهكار دوم: بهبود آموزش معلمان

دوره هاي تربيت معلم بايد مهارتهاي لازم براي تدريس ، بويژه تدريس كودكان محروم و سالهاي اوليه تحصيل را كه پايه مراحل بعدي است، به معلم بياموزد. دانشجويان تربيت معلم بايد خود در حوزه دروس مورد تدريس قوي بوده باشند كه اين امر در بسياري از كشورهاي كم درآمد رعايت نمي شود. آموزش ناكافي شامل تمركز بيش از حد بر نظريه بجاي عمل از ديگر مشكلات دوره هاي آموزش معلمان است.

 

راهكار سوم: بهره گيري از معلمان در مناطق مورد احتياج بيشتر

معلمان عمدتاً تمايلي به كار در مناطق محروم با امكانات ضعيف چون نبود برق، مسكن مناسب و بهداشت ندارند.

اگر بهترين معلمان در مناطق محروم روستايي و فقير تدريس نكنند فرصتهاي يادگيري كودكان ساكن آن مناطق بعلت جابجايي مكرر معلمان و تعداد زياد دانش آموزان كلاس درس كم و كمتر مي شود.

دولتها بايد راهكارهايي را براي رفع اين نقيصه به كار بندند اما در عمل چنين نمي كنند. نسبت معلم به دانش آموز در كشورهايي مثل يمن و سودان جنوبي بسيار پايين است بطوري كه در منطقه جونگلاي سودان جنوبي اين رقم به يك معلم براي هر 145 دانش آموز مي رسد. توزيع نابرابر معلم از علل ترك تحصيل كودكان در شماري از كشورهاست .

 

راهكار چهارم : دادن انگيزه براي ماندگاري معلمان

حقوق تنها يكي از عوامل چندگانه انگيزش معلمان، جذب بهترين متقاضيان و ماندگاري آنها در اين حرفه است. حقوق پايين موجب لطمه به روحيه معلمان و تغيير مسير آنان به مشاغل ديگر است. در عين حال، حقوق معلمان بيشترين سهم از بودجه آموزش را به خود اختصاص مي دهد و بايد در سطح واقع بينانه اي تعيين شود تا  بتوان معلمان كافي استخدام كرد. سطح حقوق معلمان همواره بر كيفيت آموزش تاثير دارد. مطالعه انجام شده در 39 كشور نشان داد كه 15% افزايش حقوق معلمان به 6 تا 18 در صد افزايش عملكرد د انش آموز منجر شد. با اين حال معلمان در بعضي از كشورها آنقدر درآمد ندارند تا خانواده خود را از زير خط فقر بالا بكشند. معلمي كه نان آور اصلي خانواده اي چهارنفره باشد بايد حداقل روزي 10 دلار درآمد داشته باشد تا خانواده را درست بالاي خط فقر نگه دارد.در بسياري از كشورها معلمان براي تامين معاش خانواده به شغل دوم روي مي آورند. وقتي حقوق معلمان نسات به ساير مشاغل پايين باشد دانشجويان برتر تمايلي به ورود به اين حرفه نخواهند داشت و احتمال كاهش انگيزه معلمان و يا كناره گيري آنان وجود خواهد داشت.

به اشتراک بگذارید :