14 جمادی‌الثانی 1443

تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۲/۰۷ ۲۳:۴۰:۲۶
کد مطلب:  1527149
درمحضر کریم اهل بیت علیهم السلام معنای سیاست ومعیارهاى دوست سالم

ضمن تبریک فرا رسیدن سالروز میلاد با سعات سبط اکبر پیامبر اکرم کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام چند روایت و درس خوب زیستن از آن امام همام منتشر می شود .

ستاد همکاریها / ضمن تبریک فرا رسیدن سالروز میلاد با سعات سبط اکبر پیامبر اکرم کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام چند روایت و درس خوب زیستن از آن امام همام منتشر می شود .

«شناخت قرآن مجید»

قال الحسن بن علی ـ علیهماالسلام ـ فی وصف القرآن المجید:«إنَّ هَذَا القُرآنَ فِیهِ مَصابِیحُ النُورِ، وَشِفاءُ الصُّدُورِ، فَلْیُجَلْ جالٌ بِضَوئِهِ وَلَیلجم الصفة قَلبه، فَإِنَّ التَّفْکِیرَ حَیاةُ القَلْبِ البَصیرِ، کَما یَمْشى المُسْتَنِیرُ فِى الظُّلُماتِ بِالنُّورِ.»

امام حسن مجتبى ـ ع ـ در توصیف و شرح حال قرآن مجید فرمود:«در این قرآن است چراغهاى درخشنده هدایت و شفاى دلها و قلب ها، پس باید دلها را با فروغ تابناکش روشن ساخت و با گوش فرادادن به فرامینش قلب را، که مرکز فرماندهى بدن است، در اختیارش گذاشت; زیرا به وسیله اندیشیدن، قلب زندگىِ روشن خود را مى یابد، همان طورى که رهروان در پرتو نور از تاریکی ها گذر مى کنند و مى رهند.»

* دورترین افراد از قرآن

قال الحسن بن علی ـ علیهماالسلام ـ :«ما بَقِىَ فِى الدُنْیا بَقِیَّةٌ غَیْرَ هَذَا القُرآنِ فَاتَّخِذُوهُ إماماً یَدُلُّکُمْ عَلى هُداکُمْ، وَإنَّ أَحَقَّ الناسِ بِالقُرآنِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَإنْ لَمْ یَحْفَظْهُ وَأَبْعَدَهُمْ مِنْهُ مَنْ لَمْ یَعْمَلْ بِهِ وَإنْ کانَ یَقْرَأُهُ.»

تنها چیزى که در این دنیاى فانى و زوال پذیر باقى مى ماند قرآن است، پس قرآن را پیشوا و امام خود قرار دهید، تا به راه راست و مستقیم هدایت شوید. همانا بیشترین حق را کسى به قرآن دارد که بدان عمل کند، گرچه بظاهر آن را حفظ نکرده باشد و دورترین افراد از قرآن کسانى هستند که به دستورات آن عمل نکنند گرچه حافظ و قارى اش باشند.

* بر فرازمنبردرمحضر پدر!  

امام مجتبى ـ ع ـ در حضور پدر گرامیش خطبه اى خواند که در بخشى از آن فرمود:«أَمّا بَعْدُ فَإنَّ عَلِیّاً بابٌ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً وَمَنْ خَرَجَ مِنْهُ کانَ کافِراً، أَقُولُ قَوْلِی هَذا، وَأَسْتَغْفِرُ اللهَ لِی وَلَکُمْ.»

همانا على بن ابى طالب ـ ع ـ دربى است که هر کس بر آن وارد شود; یعنى او را بشناسد و بر او اقتدا کند، آرامش و امنیت کامل را درمى یابد و هر کس به آن درب روى نیاورد و مخالفت با او کند ـ کفر و بدبختى و تیره روزى او را فراخواهد گرفت، سپس فرمود: این گفته و مطلب اساسى من است، آنگاه براى خود و دیگران طلب رحمت و آمرزش نموده و گفت: استغفر الله لى و لکم، و سپس از منبر فرود آمد.»امیر المؤمنین ـ ع ـ ایستاد و پیشانى و بین دو چشم فرزندش را بوسید و این آیه شریفه را تلاوت کرد:«ذُرِیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْض، وَاللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.»«فرزندان، بعضى بر بعض دیگر برترى دارند، خداى سبحان شوانا و دانا است.» این آیه درباره فرزندان ابراهیم ـ ع ـ است که امامت به بعضى از آنها رسید.

*آمرزش گناه در پرتو محبّت

قال الحسن بن على ـ علیهماالسلام ـ :«وَاللهِ لا یُحِبُّنا عَبْدٌ أَبَداً وَلَوْ کانَ أَسیراً فِى الدَّیْلَمِ إلاّ نَفَعَهُ حُبُّنا وَإنَّ حُبَّنا لَیُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنِى آدَمَ کَما یُساقِطُ الریحُ الوَرَقَ مِنَ الشَجَرِ.»

سوگند به خداوند که کسى دوست نمى دارد ما را ـ گر چه در دورترین نقاط; همچون دیلم (1) اسیر باشد ـ مگر این که دوستى ما به حال او مفید خواهد بود، همانا ولایت و محبت ما ـ اهل بیت ـ گناهان فرزندان آدم را از بین مى برد همان طورى که باد برگ درختان را از شاخه و تنه او جدا مى کند و به زمین مى ریزد.»

*تفاوت شیعیان با دوستان اهل بیت علیهم السلام 

قال له رجل: «یابن رسول الله إنّى من شیعتکم» فقال الحسن ـ علیه السلام ـ :«یا عَبْدَ اللهِ إنْ کُنْتَ لَنا فِى أَوامِرِنا وَزَواجِرِنا مُطیعاً فَقَدْ صَدَقْتَ، وَإنْ کُنْتَ بِخِلافِ ذلِکَ فَلا تَزِدْ فِی ذُنُوبِکَ بِدَعْواکَ مَرْتَبَةً شَریفَةً لَسْتَ مِنْ أَهْلِها، لا تَقُلْ أَنَا مِنْ شِیعَتِکُمْ ولکِنْ قُلْ أَنَا مِنْ مُوالِیکُِمْ وَمُحِبِّیکُمْ وَمُعادِی أَعْدائِکُمْ وَأَنتَ فِى خَیْر وَإلى خَیْر.»

مردى خطاب به امام حسن ـ ع ـ گفت: «اى پسر رسول خدا من شیعه شما هستم.» امام ـ ع ـ فرمود:«اى بنده خدا، اگر در انجام واجبات و خوددارى از محرمات (گناهان) پیرو ما هستى و تبعیت مى کنى ، راست مى گویى، ولی چنانچه اینگونه نیستى، با این ادّعاى دروغ بر گناهان خود افزودى; زیرا شیعه و پیرو ما از مقام والا و بلندى برخوردار است و تو اهل آن نیستى، مگو که من شیعه تو هستم، بلکه بگو من از دوستان و هواداران و نیز از بدخواهان دشمنان شمایم، در این صورت تو در خیر و نیکى بسر مى برى و در مسیر خیر خواهى قرار دارى.»

*معیارهاى دوستان سالم

مردى از امام حسن ـ ع ـ خواست که دوست و همنشین وى باشد، امام ـ ع ـ سه شرط را برایش مطرح نمود:

«قال ـ علیه السلام ـ : إیّاکَ أَنْ تَمْدَحَنى فَأَنا أَعْلَمُ بِنَفْسى مِنْکَ أَوْ تُکذِبنى فَإنَّهُ لا رَأْىَ لِمَکْذُوب أَوْ تَغْتابَ عِنْدِى أَحَداً، فَقالَ لَهُ الرَجُلُ: إئذِنْ لِى فِى الإنْصِرافِ.َقالَ ـ علیه السلام ـ : نَعَمْ إذا شِئْتَ.»«فرمود: 1 ـ بشرط آن که از من ستایش و تعریف نکنى زیرا من نسبت به خودم از تو آگاه ترم.2 ـ مرا دروغگو ندانى زیرا دروغگو رأى و عقیده درستى ندارد.3 ـ مبادا در برابر من از کسى غیبت کنى.

چون آن مرد شرایط دوستى با آن حضرت را دشوار دید گفت: مى خواهم از درخواست خود منصرف شوم؟امام ـ ع ـ فرمود: آرى هر طور مى خواهى انجام بده.»

*سیاست از دیدگاه معصوم

مردى از امام مجتبى ـ ع ـ پرسید: سیاست چیست؟

فقال ـ علیه السلام ـ :هِیَ أَنْ تَرْعى حُقُوقَ اللهِ، حُقُوقَ الأحْیاءِ، وَحُقُوقَ الأمواتِ فَأمّا حُقُوقُ اللهِ فَأداءُ ما طُلِبَ وَاجْتِنابُ عَمّا نُهِىَ.وَأمّا حُقُوقُ الأحْیاءِ: فَهِىَ أَنْ تَقُومَ بِواجِبِکَ نَحْوَ إخْوانِکَ، وَلا تَتَأخَّرَ عَنْ خِدْمَةِ أُمَّتِکَ وَأَنْ تُخَلِّصَ لِوَلِىِّ الأمْرِ ما أَخْلَصَ لاُِمَّتِهِ وأنْ تَرْفَعَ عَقِیرَتَکَ فِى وَجْهِهِ إذا ما حادَ عَنِ الطَریقِ السوی.وأمّا حُقُوقُ الأمواتِ: فَهِىَ أنْ تُذْکَرَ خَیْراتِهِمْ وَتَتَغاضى عَنْ مَساوِئِهِمْ فَإنَّ لَهُمْ رباً یُحاسِبُهُمْ.فرمود: 

«سیاست، رعایت حقوق خدا، مردم و اموات این مردم است.اما حق خداوند: انجام دادن فرائض (واجبات) و دورى کردن (محرّمات).از آنچه ما را نهى کرده است،اما حقوق مردم: این که وظیفه خود را نسبت به مردم انجام دهى و هرگز از خدمت به جامعه خود باز نمانى، همان طورى که زمامدار با تو با صداقت رفتار مى کند تو هم باید با حقیقت و اخلاص رفتار نمایى و چون اقوام و بستگانت از راه راست منحرف شدند، آنها را به راه راست رهنمون باشى. اما حقوق اموات:آن است که از خوبیهاى آنان سخن گویید و از زشتی هایشان چشم پوشى کنید،زیرا براى آنان خداوندى است که حساب آنها را رسیدگى خواهد کرد.

منبع چهل حدیث حسن زمانی 

1؛اهل نجوم مى گویند دَیْلَمْ سرزمینى است در اقلیم (قاره) چهارم که طول آن 75 درجه و عرض آن 10/36 سى و شش درجه و ده دقیقه مى باشد. (معجم البلدان، ج2، ص614)

به اشتراک بگذارید :